

كاش ميشد هيچ کس تنها نبود
کاش ميشد ديدنت رويا نبود
گفته بودي با تو مي مانم ولي
رفتي و گفتي که اينجا جا نبود
ساليان سال تنها مانده ام
شايد اين رفتن سزاي من نبود
من دعا کردم براي بازگشت
دست هاي تو ولي بالا نبود
باز هم گفتي که فردا ميرسي
کاش روز ديدنت فردا نبود
می گفتی که دوستم داری.
بر صورتت می ریزد
،
ومن نیز دوستت می دارم،
بدون توجه به چتری که......
روی سرت گرفته ای....!!!!!!!
شعرسفر
همه شب با دلم كسي مي گفت:
((سخت آشفته اي زديدارش
صبحدم با ستارگانت سپيد
مي رود مي رود،نگه دارش))
من به بوي تو رفته از دنيا
بي خبر از فريب فرداها
روي مزگان نازكم مي ريخت
چشم هاي تو چون غبار طلا
تنم از حس دستهاي تو داغ
گيسويم در تنفس تو رها
مي شكفتم زعشق و مي گفتم:
((هركه دلداده شد به دلدارش
ننشيند به قصد آزارش
برود،چشم من به دنبالش
برود،عشق من نگهدارش))
آه،اكنون تو رفته اي و غروب
سايه مي گسترد به سينه راه
نرم نرمك خداي تيره غم
مي نهد پا به معبد نگهم
مي نويسد به روي هر ديوار
آيه هاي همه سياه سياه.

فکر مي کرديم عاشقي هم بچگيست...
اما حيف اين تازه اول يک زندگيست...
زندگي چيزيست شبيه يک حباب..
عشق آباديه زيبايي در سراب...
فاصله با آرزو هامان چه کرد...
کاش مي شد در عاشقي هم توبه کرد
*******************
رسم که تو روز عشق
همه به هم هدیه می دن
کی به من هدیه می ده ؟ دل داره گریه می کنه
پشت هر دونه ی اشک
ابریشم دستای یار
اما هیشکی نیست که صورت منو پاک بکنه
توی هر دستی باشه
دستی مثال دست یار
توی دستای من این پوچیه که باد می خوره
روی هر لب لبی باشه
موقع غنچه شدن
لب من خشکی رو باز از رو لبش پاک می کنه
توی هر صدا باشه
اسم عزیزی رو طنین
تو صدای من، یه اندوه که فریــــــــــــاد می کنه

به همين سادگي رفتي
بي خداحافظ عزيزم
سهم تو شد روز تازه
سهم من اشك كه بريزم
به همين سادگي كم شد
عمر گل بوته تو دستم
.
.
.
به جون ستاره هامون
تو عزيزتر از چشامي
هرجا هستي خوب و خوش باش
تا ابد بغض صدامي
.
.
.
من اگه دوست نداشتم
پاي غمهات نمي موندم
واست اين همه ترانه
از ته دل نمي خوندم
اگه گفتم برو خوبم
واسه اين بود كه مي ديدم
داري آب مي شي، مي ميري
اينو از همه شنيدم
.
.
.
دارم از دوريت مي ميرم
از دلم نمي ري عمرم
.
.
.
از همون لحظه كه رفتي روحم از تنم جدا شد!
.
.
.
تو كه تنها نمي موني
منه تنها رو دعا كن
خاطراتمو نگه دار
اما دستامو رها كن
.
.
.
.