به نام یگانه امید عاشقان که در وادی سر نوشت به او دل بستم
کهیاری دهد همگان را در سرای عشق کاروان تنها
من بک پرنده ی طو فان زده ی اشیانه گم کرده ی از دیار غربت به تو سر زمین
عشق رو می اورم
سر زمینی را که خیال می کردم پرواز امید نور امید است
حرارت خورشید بوی باران دارد
عطر گل و بهار جا ودان دارد
اما افسوس که مرغ شب های غریب نمی دانست که روزی این سرزمین را امیدی
نیست و رو شنائی اش را دیری نمی پایید
تقدیم به انکه افتاب مهرش در استان دلم هر گز غروب نخواهد کرد
نوشته شده توسط رویا در چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386 ساعت 6:7 |
لینک ثابت |